امام علی (ع): كسى كه دانشى را زنده كند هرگز نميرد.
شوشان ـ عبدالرضا داوری :
با تشدید تهدیدهای متقابل میان دونالد ترامپ و ایران، اکنون با سناریویی مواجه هستیم که میتوان آن را «جنگ نیروگاهها» نامید؛ وضعیتی که در آن، زیرساختهای حیاتی انرژی به هدف مستقیم تبدیل شده و میدان درگیری از مرزهای نظامی به قلب اقتصاد جهانی کشیده میشود.
در مرکز این معادله، تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند. اگر این شریان حیاتی حتی بهصورت نسبی مختل شود، بازار جهانی نفت با شوکی فوری مواجه خواهد شد.
«جنگ نیروگاهها» به معنای یک برخورد چندلایه است: حمله به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی در داخل ایران، و در مقابل، پاسخ ایران از طریق بستن یا ناامنسازی تنگه هرمز و هدف قرار دادن تأسیسات انرژی و آبشیرینکنهای منطقه. این وضعیت، صرفاً یک تنش نظامی نیست، بلکه آغاز یک بحران انرژی جهانی است.
در چنین سناریویی، چند شوک بهصورت همزمان به بازار وارد میشود: کاهش عرضه، اختلال در حملونقل، افزایش هزینههای بیمه، و مهمتر از همه، گسترش نااطمینانی. کشورهایی مانند قطر، بحرین، کویت، اردن، عربستان سعودی و امارات که به زیرساختهای متمرکز انرژی وابستهاند، به نقاط آسیبپذیر تبدیل میشوند و حتی حملات محدود نیز میتواند اثرات قیمتی بزرگی ایجاد کند.
در نتیجه، قیمت نفت بهصورت جهشی افزایش مییابد. عبور از مرز ۱۵۰ دلار در این سناریو تقریباً اجتنابناپذیر است و رسیدن به محدوده ۱۸۰ تا ۲۲۰ دلار کاملاً محتمل. در شرایط هیجانی، حتی نفت ۲۵۰ دلاری نیز دور از ذهن نخواهد بود.
امروز سرنوشت اقتصاد جهانی به یک متغیر کلیدی گره خورده است: مدت زمان اختلال در تنگه هرمز. اگر این اختلال کوتاه باشد، بازار نیز بهسرعت اصلاح میشود؛ اما اگر طولانی شود، «جنگ نیروگاهها» میتواند به بحرانی عمیق در اقتصاد جهانی تبدیل شود—بحرانی که پیامدهای آن فراتر از بازار انرژی خواهد بود.